جامعه‌شناسی تشیع

جامعه شناسی تشیع پایگاه اطلاع رسانی مطالعات اجتماعی تشیع دوازده امامی در ایران
  1. سنت ِ غفلت؛ نگاهی انتقادی به مسأله‌ی «دین» در همایش «پژوهش‌های اجتماعی و فرهنگی در جامعه‌ی ایران»

    دین، تا چه حد مسأله‌ی علوم‌اجتماعی ایران است؟ علوم‌اجتماعی ایران در حال حاضر، تا چه حد به مسأله‌ی «دین» می‌اندیشد؟ حدود چهل سال پس از وقوع انقلاب و روی کارآمدن حکومتی دینی در ایران و تغییر جدی موقعیت دین در حوزه‌های مختلف (از سیاست تا اقتصاد و از فرهنگ تا اجتماع)، علوم «اجتماعی» ما تا چه حد به این متغیر اثرگذار کلان می‌اندیشد؟ به نظر نمی‌رسد که نه اهمیت دین در حاکمیت، نه در جامعه رو به کاهش گذاشته‌باشد. پس چرا علوم‌اجتماعی ایران – همچنان – به بررسی اجتماعی و جامعه‌شناختی دین کم توجه است؟

     

    هفته‌ی آینده، قرار است چهارمین همایش ملی «پژوهش‌های اجتماعی و فرهنگی در جامعه‌ی ایران» توسط انجمن جامعه‌شناسی ایران و در همکاری با نهادهای اجرایی و پژوهشی مختلف برگزار شود. این همایش، در کنار همایش «کنکاش‌های نظری و مفهومی در جامعه‌ی ایران»، یکی از معتبرترین و گسترده‌ترین همایش‌هایی است که توسط اهالی علوم اجتماعی و نهاد صنفی آن در بازه‌های زمانی منظم برگزار می‌شود. عواملی چون اعتبار نهاد برگزارکننده، مشارکت گسترده‌ی اهالی علوم اجتماعی و علوم انسانی، مشارکت نهادهای پژوهشی و اجرایی و کیفیت نسبتاً مناسب ارائه‌ها، این همایش را به آیینه‌ی نسبتاً مناسبی از وضعیت علوم اجتماعی در ایران تبدیل کرده است. رخدادی مهم که باید از دست‌اندرکاران برگزاری‌اش با چنین وسعت و اثرگذاری، قدردانی کرد؛ می‌توان با تأملی در این رخداد مهم، تصویری کلی از دغدغه‌ها، روندها، چهره‌ها و مسائل اساسی علوم اجتماعی ایران را به دست آورد. تصویری که گرچه به لحاظ روشی تعمیم‌پذیر و صد در صدی نیست، اما می‌تواند ایده‌ها و درک کلی ارزشمندی را از آنچه اشاره شد به دست دهد[1].

    مسأله‌ی من در اینجا، پاسخ به همان پرسش آغازین است: جایگاه دین به عنوان موضوع مورد بررسی اهالی علوم اجتماعی در ایران امروز، کجاست؟ برای پاسخ به این پرسش، تلاش می‌کنم تا از داده‌های عینی چهارمین همایش ملی «پژوهش‌های علمی و فرهنگی در جامعه‌ی ایران» استفاده کنم. متن مرجع مورد تحلیل در این یادداشت، برنامه‌ی همایشی است که از سوی انجمن جامعه‌شناسی، حاوی نام پنل‌ها، عناوین ارائه‌ها و نام سخنرانان ارائه شده است[2].

    در نخستین نگاه، با رویکردی کمّی، می‌توان پرسید که تعداد پانل‌های مربوط به «دین» در کل سخنرانی‌های همایش چه نسبتی از کل تعداد پانل‌ها را به خود اختصاص داده‌است؟ با بررسی عناوین پانل‌ها مشخص می‌شود که از سی و شش پانل همایش، تنها 2 پانل به صورت مستقیم به بررسی موضوع «دین» در جامعه‌ی ایران اختصاص دارند. این یعنی سهم دین از پانل‌های همایش، تنها پنج درصد از کل پانل‌های همایش است:

    جدول (1): سهم موضوع «دین» از پانل‌های همایش

    تعداد کل پانل‌های همایش

    تعداد پانل‌های مربوط به موضوع دین

    سهم/درصد پانل‌های دین از کل

    36

    2[3]

    5%

     

    در مورد تعداد عناوین مرتبط با موضوع دین در کل سخنرانی‌های همایش

    ...
  2. برگزاری کنفرانس بین‌المللی مطالعات شیعی در موسسۀ مطالعات پیشرفتۀ پرینستون

    کنفرانس بین‌­المللی «مطالعات شیعی: وضعیت هنر» در روزهای 7-9 دسامبر 2017 (16-18 آذر 1396) در موسسۀ مطالعات پیشرفتۀ پرینستون نیوجرسی برگزار گردید. در این کنفرانس، پژوهشگرانی از دانشگاه‌­ها و موسسات پژوهشی مختلف دنیا به ارائۀ آخرین تحقیقات خود در زمینۀ مطالعات شیعی پرداختند. برنامه کنفرانس، جهت اطلاع علاقمندان به پژوهش­‌های مرتبط با تشیع، در سایت جامعه‌­شناسی تشیع منتشر می‌­گردد.

     

    برگزارکنندگان:

    حسن انصاری (موسسه مطالعات پیشرفته- پرینستون)

    سابین شمیتک (موسسه مطالعات پیشرفته- پرینستون)

    مکان برگزاری:

    اتاق وایت لوی، موسسه مطالعات پیشرفته، پرینستون (جلسات صبحگاهی و بعد از ظهر)
    اتاق دیلورث، موسسه مطالعات پیشرفته، پرینستون (سخنرانی اس.تی. لی)

    برنامه:

    پنجشنبه 7 دسامبر (16 آذر)

    جلسه صبح (از ساعت 8 تا 12)

    خوشامدگویی (حسن انصاری و سابین شمیتک)

    موشق آساتریان (دانشگاه کالگاری کانادا) مباحثات در باب شیخ نصیری قرون وسطایی و وضعیت مطالعه نصیری‌­ها در آکادمی غربی (ارائه ویدئویی)

     سامر ترابولسی (دانشگاه کارولینای شمالی در آشویل) گذشته، حال و آینده مطالعات دروز

    شفیق ان. ویرانی (دانشگاه تورنتو) پیر سبزعلی و منابع گمشده تاریخ اسماعیلی

    جو-آن گراس (کالج نیوجرسی) منابع مستند در مورد اسماعیلیسم در بدخشان: تاریخ نسب‌­شناسیو برساخت هویت مبتنی بر اعتراف در بدخشان

    متئو ملوین کوشکی (دانشگاه کارولینای جنوبی) باورمندی به امام غایب در ایران دوره صفوی- تیموری

    یاکو لو (دانشگاه بار یان) ویژگی بی­ همانند دولت فاطمی

    جلسه بعد از ظهر (از ساعت 1 تا 5)

    هزینه­‌ها با کمک سخاوت­مندانه شرکت کارنگی نیویورک و صندوق دکتر اس. تی. لی برای مطالعات تاریخی تامین می شود. 

    سروش دباغ (دانشگاه تورنتو) رفرم اسلامی در ایران معاصر: میراث شیعه

    آن ریگورد (دانشگاه کپنهاگ، پروژه ERC "اسلام در شاخ آفریقا") بین خطوط: مطالعه تاریخچۀ اوراق بر مبنای دستنوشته‌­های اولیۀ نگهداری شده در مجموعه Glaser در برلین

    برینکلی مسیک (دانشگاه کلمبیا) حکم­رانی امامی و شریعت قضایی در یمن ِ قرن بیستم

     نبیل آ. هوساین (دانشگاه میامی) از کوفه تا یمن تا بغداد: تکامل دیالکتیک زیدیه در امامت

    دبرا تور (دانشگاه نتردام) جدایی تشیع علوی از تشیع عباسی در نتیجه انقلاب عباسی: یک بازاندیشی

    سخنرانی اس.تی. (6 تا 7 بعد از ظهر)

    اولریش مارزولف (آکادمی علوم و علوم انسانی، گوتینگن) فرهنگ بصری شیعۀ دوازده امامی ایرانی در دوره قاجار

    جمعه 8 دسامبر (17 آذر)

    جلسه صبح (از ساعت 8 تا 12)

    دنیس هالف، شواهد جدید برای تاریخ یهودیان ایرانی و روابط امامی-یهودی بر اساس منابع دست‌نوشته شیعه در ایران

    ایهود کرینیس، مطالعات یهودی-شیعی: سهم گذشته و چشم‌انداز آینده
    روی ویلوزنی، لوی بیلیگ (1897-1936) بخشی فراموش‌­شده در مطالعات شیعه

    امین احتشامی (دانشگاه کالیفرنیا، برکلی) مترجمین المامون: فرقه‌­ای از دودمان جنبش ترجمه یونانی- عربی

    متئو تریر (CNRS، پاریس) تاریخ‌سازی شیعه و شیعه‌سازی تاریخ: چهل سال مطالعات امامیه از هانری کربن تا محمد علی امیر معزی

    سید امیرحسین اصغری (دانشگاه ایندیانا) حوزۀ علمیۀ شیعه در ایران امروز: مخالفان و طرفداران فلسفه و تصوف

    جلسه بعد از ظهر (از ساعت 1 تا 5)

    ترستن هایلن (دانشگاه دالارنا، فالون، سوئد) نسخه‌های قدیمی داستان (روایت) کربلا

     علی ریدا ریزک (گئورگ- آگوست-دانشگاه گوتینگ) "شاگردان شیخ": مطالعات حقوقی ِ امامی پس از شیخ طوسی (م 460/1067)

    آن حسن علی (دانشگاه دانشگاه کلرادو بولدر)، اجازۀ علامه حلی به بانو زهرا: منابعی دربارۀ تاریخ مکتب علامه حلی

    دوین استیوارت (کالج ایموری) نکاتی در باب زندگی و میراث شهید ثانی، زین‌الدین عاملی

    ادموند هایس (دانشگاه لیدن) چگونه با احادیث امامی مواجه شویم؟

    ...
  3. اندر حکایت یک طرح فرهنگی!

    سیاست‌گذاری فرهنگی و دینی پس از گذشت چهار دهه از عمر جمهوری اسلامی می­‌تواند نشانگر کالایی‌شدن دین، غلبۀ کامل فرم بر محتوا و سقوط فاحش طرح­‌های فرهنگی و سیاست‌گذاری دینی باشد. آیا می‌­توان گفت که یکی از ضرورت‌­ها یا پیامدهای افزایش مناسک و شعائر در سال­‌های گذشته و همچنین سیاستگذاری دینی در عهد جمهوری اسلامی، برصدر نشاندن فرم و کوفتن و بر زیرکشیدن محتوا بوده است؟ این روال تا چه زمانی باید و می­‌تواند تداوم داشته باشد؟ آیا جامعه در درازمدت واکنش نشان نخواهد داد و با تورم بیش از اندازه فرم، این شعائر و مناسک به ضد کارکرد خود نخواهد انجامید؟

     

    روز گذشته برای انجام یک کار اداری برای چندمین مرتبه در ماه‌­های اخیر به یکی از ادارات تهران مراجعه کردم و با صحنه‌­ای مواجه شدم که در دفعات قبل آنرا ندیده بودم؛ دو دستگاه در کنار محل کشیدن کارت ورود و خروج کارمندان و همچنین در جنب آسانسور ساختمان، تعبیه شده بود همراه با این نوشته که «طرح جمع­‌آوری صلوات جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج)؛ سهم شما یک صلوات». به صورت کاملا اتفاقی، امروز همین نوشته و دستگاه را در یکی از واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی مشاهده کردم.

    در این باب چند نکته زیر گفتنی است:

    1. این اقدام، نه یک اقدام مردمی است و نه NGO  یی، بلکه یک حرکت اداری برنامه‌­ریزی شده است که سازمان­‌های دولتی و حکومتی آنرا تدارک دیده­‌اند، لذا باید آنرا در چارچوب یک سیاست‌گذاری حکومتی درباب انتظار به حساب آورد که خود نکتۀ بسیار مهمی است.
    2.  تعداد مناسک و شعائر مذهبی در دهه‌­های گذشته، بطور روزافزونی در حال افزایش بوده است که یا عمدتا از سوی حاکمیت، ایجاد و سیاست‌گذاری گردیده است یا حاکمیت در تبلیغ و گسترش آن نقش موثری داشته است. بعضی از این شعائر و مناسک مانند پیاده­‌روی اربعین با استقبال مواجه شده و بعضی دیگر چون حضور جوانان در نماز جماعت، آنچنان توفیقی کسب نکرده است. کوتاه سخن اینکه دولت و در سطح وسیعتر، حاکمیت به عنوان یکی از عوامل، نقش مهمی را در ایجاد، گسترش و تثبیت این شعائر و مناسک داشته است.
    3. بحث بر سر اینکه نسبت فرم (صورت) با محتوا چگونه باشد؟ و اینکه اولویت باید با کدام یک باشد؟ و در این میان نقش دولت در آن چگونه و چه اندازه باشد؟ بحث دراز دامنی در حوزه‌­های مختلفی چون روشنفکری، ادبیات، دین و ... بوده است. این بحث‌­ها در باب انتظار که یکی از اعتقادات مهم شیعه دوازده امامی است نیز صادق است. آنچه در این طرح دیده می­شود غلبه تام و تمام فرم بر محتواست و به عبارتی نشانگر فرمالیسم محض در باب انتظار است. این عکس‌ها می­‌گویند که اگر زمانی «انتظار مکتب اعتراض» بود، «نه» به وضع موجود و نقد آن بود، داشتن مسئولیت اجتماعی در برابر انسان و انسانیت بود، داشتن امید، آرزو، آرمان و هدف یک جامعه برای رسیدن به عدالت و تلاش برای ساختن آن بود و اگر زمانی ایستادن بود، قیام کردن، نه گفتن و منتظر ماندن، اما امروز انتظار، یعنی تایید وضع موجود، توجیه کردن، نشستن و منتظر ماندن و واقعا کلمه «منتظرماندن» چه کلمه رهزن و چه اشتراک لفظی است! و چه تفاوت ژرف و شگرفی است میان اقدام و حرکت در یک تفسیر از انتظار و اقدام سخت! فشردن یک دکمه و ذکر صلوات با هدف منتظر بودن در تفسیری دیگر.
    4. آیا می­‌توان گفت که یکی از ضرورت­‌ها یا پیامدهای افزایش مناسک و شعائر در سال‌­های گذشته و همچنین سیاست‌گذاری دینی در عهد جمهوری اسلامی، برصدر نشاندن فرم و کوفتن و بر زیرکشیدن محتوا بوده است؟ این روال تا چه زمانی باید و می­‌تواند تداوم داشته باشد؟ آیا جامعه در درازمدت واکنش نشان نخواهد داد و با تورم بیش از اندازه فرم، این شعائر و مناسک به ضد کارکرد خود نخواهد انجامید؟
    5. در رابطه با طرح یاد شده آیا می­‌توان از ایدۀ «کالایی‌شدن دین» سخن به میان آورد؟ به معنای کاستن از کیفیت یک اعتقاد و افزودن بر کمیت و مادی دیدن آن. به عبارتی هر که بیشتر این دستگاه را بفشارد و صلوات بیشتری بفرستد منتظرتر است و در این رقابت، هر چه یک سازمان و اداره نمرۀ بیشتری بگیرد (از روی شمارۀ دستگاه) در جشنواره‌­ها و مسابقات فرهنگی ادارات می‌تواند بعنوان برنده و فعال در امر انتظار جایزه هم بگیرد و پیشگام در انجام طرح‌­های فرهنگی قلمداد گردد.
    6. کلمه «طرح» در این اقدام، بسیار پرمعناست. طرح در ادارات دولتی مساوی با سیاست‌گذاری، صرف وقت بسیار، برگزاری جلسات کارشناسی مکرر و در نهایت، هزینه کرد بودجه است. مورد «طرح جمع­‌آوری صلوات جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج)؛ سهم شما یک صلوات» نیز مستثنی از این قاعدۀ اداری نیست. معلوم نیست چه هزینه‌­ای و چه گزارش مفصل مصوری از این طرح به اصطلاح فرهنگی در قفسه‌­های اتاق­‌های مختلف سازمان یاد شده جا خوش کرده است، همچون طرح­‌های بسیار دیگر.

    نتیجه اینکه سیاست‌گذاری فرهنگی و دینی مانند مورد یاد شده بعنوان مشت نمونۀ خروار پس از گذشت چهار دهه از عمر جمهوری اسلامی می­‌تواند نشانگر کالایی‌شدن دین، غلبۀ کامل فرم بر محتوا و سقوط فاحش طرح­‌های فرهنگی و سیاست‌گذاری دینی باشد.    

  4. حفره‌ی اجتماعی تقریب (چرایی اجتماعی به حاشیه رفتن جریان نجات‌بخش «تقریب مذاهب اسلامی»)

    تجربه‌ی تاریخی تقریب نشان می‌دهد که تحولات سیاسی بر جریان تقریب مذاهب اثرگذاری جدی داشته‌است. به عنوان نمونه، پیروزی انقلاب در ایران و تأثیر منفی آن بر رابطه‌ی دولت‌های ایران و مصر، عملاً به توقف فعالیت‌های فرهنگی و مراودات میان نخبگان مذهبی و نهادهای دینی دو جامعه منجر شد و فعالیت «دارالتقریب» را در ساحت شیعی ایرانی – سنی مصری متوقف کرد و ضربه‌ی جدی به جریان تقریب وارد آورد. اگر رابطه و اثرگذاری میان این دو ساحت را بپذیریم، نسبت میان جریان تقریب و تحولات سیاسی چگونه است؟ آیا تقریب مذهبی، مقدمه، تسهیل‌کننده و پیش‌فرض کاهش تنش‌های سیاسی است؟ 

     

    چرا امروز؟ چرا تقریب؟

    جهان و به خصوص منطقه‌ی آسیای غربی و آفریقای شمالی، در آتش تنش می‌سوزد. شعله‌های جنگ میان جوامع اسلامی به صورت غیرقابل‌باوری بالا گرفته‌است. تنش‌های فرقه‌ای و مذهبی، رو به گسترش است. حکومت‌های مستبد منطقه، در پوشش دین یا با قرائت‌های غیردینی، با تشدید فشارها بر شهروندان‌شان، زمینه را برای اوج گرفتن نارضایتی‌های داخلی فراهم می‌کنند. نمونه‌های این گزاره فراوان‌اند: از حکومت غیردینی تاجیکستان که حکومت مادام‌العمر امام‌علی رحمان، تغییر قانون اساسی برای فراهم شدن زمینه‌ی موروثی شدن حکومت در خانواده‌اش، ممنوعیت فعالیت هر حزب ملی و دینی و حتی تراشیدن اجباری ریش هزاران مرد تاجیک را به قصد مبارزه با افراط‌گرایی توسط پلیس پیش می‌برد تا عربستان که با قرائتی دینی و مذهبی و اعدام شگفت‌آور مخالفین و استفاده از نیروی نظامی در کشورهای منطقه از یمن گرفته تا بحرین آتش تنش را در میان جوامع اسلامی شدت می‌بخشد؛ تا افغانستانی‌هایی که درگیر فقر و سه نسل جنگ داخلی، نیروی انسانی لازم را برای برای کشورهای منطقه در هر دو سوی شکاف سنی و شیعه فراهم می‌کنند و هیزم ناخواسته‌ی این تنش می‌شوند و ترکیه و برخی دیگر از قدرت‌های منطقه‌ای مسلمان که با بهره‌گیری از برگ خشونت و گروه‌های خشونت‌گرا با توجیهات مختلف بر آتش تنش هیزم می‌ریزند. فقر، استبداد، بیکاری و نابرابری و دامن زدن به تنش‌های مذهبی ترکیبی کاملاً مناسب برای پرورش جریانات خشونت‌گرا ایجاد کرده‌اند. 

    کشورهای استعمارگر سابق نیز که مشتاقانه، با فروش سلاح و مدیریت تنش، ماهی منافع ملی خود را از جوی خون به راه افتاده در منطقه صید می‌کنند. داعش و گروه‌های خشونت‌گرای مشابهش، مولود چنین تلاش نامیمون مشترکی هستند. هر تکه از این هیولا را یکی از این بازیگران فراهم می‌کند. این هیولا، محصول تعاون اثم و عُدوان تمامی این سهامداران است. غافل از این‌که مهار این هیولایی که همه در تولد و بالیدنش سهم داشته‌اند، در توان هیچ‌یک از این سهام‌داران به تنهایی نخواهد بود.

    در چنین وضعیتی، چاره، کاهش عمق شکاف‌هایی که فضا را برای تولد چنین دوزخی فراهم کرده‌است. باید باور کرد که تمامی جوامع این منطقه، بر یک شاخه نشسته‌اند و باخت یکی، برد دیگری را در برندارد.

    در این فضاست که رسالت روشنفکر، پای فشردن بر بازگشت به فضای تقریب و نزدیکی است. وظیفه‌ای که امروز بیش از هر زمان دیگر ضرورتش احساس می‌شود. این سری یادداشت‌ها، تلاشی است برای پیگیری این ایده از خلال بازخوانی انتقادی تجربه‌ی گذشته‌ی جریان با برکت «تقریب». بازخوانی انتقادی که هم ضرورت تقریب را مشخص کند و هم ضعف‌های پیشینی آن را تا امروز از منظری اجتماعی تحلیل کند تا در نهایت بتواند ایده‌ای برای احیاء آن ارائه دهد.

     

    تاریخچه‌ی مختصر تقریب مذهبی اسلامی در صد سال گذشته: پیشنهاد یک دوره‌بندی

    پیش از بیان تاریخچه‌ی مختصر جریان تقریب، باید به این نکته توجه کرد که جریان تقریب را می‌توان به دو صورت مورد بررسی قرار داد: جریان تقریب در شکل صرف یک اندیشه‌ و گرایش و جریان تقریب در قالب یک جریان خاص نهادی. ردگیری جریان تقریب در شکل نهادی آن ساده‌تر از نگارش تاریخچه‌ی جریان اندیشه‌ای تقریب است. چرا که برخی از چهره‌ها نظیر موسی صدر و علی شریعتی هستند که در بازه‌ی زمانی جریان نهادی تقریب قرار ندارند اما از حاملان مهم «اندیشه‌ و کنش تقریب» در قرن صد سال گذشته قلمداد می‌شوند.  در اینجا سعی می‌کنم تصویری مقدماتی از هر دو نوع جریان تقریب به دست دهم.

    عصر ِ پیشانهادی (1238/1860 تا 1316/1938 ): مابین دو سفر

    با مطالعه‌ی متون مرتبط با تاریخچه‌ی تقریب، به نظر می‌رسد که آغازکننده‌ی جریان تقریب مذاهب اسلامی در قرن اخیر، سیدجمال‌الدین افغانی/اسدآبادی باشد[1]. مجموعه‌ی کنش‌های وی در کشورهای مختلف اسلامی شیعی و سنی مذهب و به خصوص فعالیت‌های او در مصر، زمینه‌ را برای جریان تقریب مذهبی در دهه‌های بعد آماده کرد. شاگرد سیدجمال، محمد عبده، فعالیت‌های تقریبی سیدجمال را پی گرفت و با تأکید خاصی که روی آموزش و پرورش داشت، موفق شد نسل جدیدی از علماء مسلمان را تربیت کند که دارای تفکر تقریبی و اجتهادی بودند. از میان شاگردان عبده که جریان تقریب مذهبی را به شکل نهادی درآورده و به اوج فعالیتش رساندند، می‌توان به شیخ محمدمصطفی مراغی، شیخ مصطفی عبدالرزاق، شیخ عبدالمجید سلیم و شیخ شلتوت اشاره کرد. در واقع می‌توان چنین گفت که بال مصری و اهل سنت اندیشه‌ی تقریب، شاگردان شیخ محمد عبده

    ...
  5. حرم در سایه (فریادواره‌ای از سکوت و همراهی روحانیت در تخریب میراث شیعی)

    روحانیت به یک تغییر موقعیت اساسی در دوران معاصر نیاز دارد. تغییر نقش از وضعیت "کنشگر صرفاً دینی" به "نهاد ِ حامی ِ سنت". روحانیت، چه از منظر مصلحت ِ صنفی و چه از منظر نیاز و مصلحت جامعه، باید به نهادی حامی سنت‌ بدل شود؛ سنتی اعم از سنت دینی. حامی سنت‌ی که در حال از دست رفتن است. آیا نگران‌ترین مراقب این حریم، نباید "مرجعیت دینی" باشد؟ روحانیت چه می‌کند؟ آیا آیت‌الله فیاض، آیت‌الله نجفی، آیت‌الله سیستانی و سایر مراجع، علاوه بر مباحث کلامی و فقهی و حوزوی، نباید نگاهبان "میراث غیرقابل تکرار" فرهنگی و اجتماعی این جوامع باشند؟ پس چطور هیچ‌یک فریادی برنیاورد؟ چرا در مراسم افتتاحیه چنین مکانی شرکت کرده‌اند؟

     

     

    پرده‌ی اول: حرم در سایه

    خبر کوتاه است: "افتتاح ساختمان مؤسسه دارالعلم آیت‌الله‌العظمی خویی(ره) در نجف با حضور آیات عظام فیاض و نجفی و فرزندان آیت‌الله‌العظمی سیستانی و حکیم". در نگاه اول، اتفاقی از همه جهت خوب و امیدوارکننده‌ای است. مرکزی مجهز، چندمنظوره و زیبا برای طلاب علوم دینی، پژوهشگران و حوزویان در نجف افتتاح شده است. تا حدی هم همین‌طور است. اما این تمام ماجرا نیست. این خبر، بخش ناگفته و دردناکی دارد که در لابلای سطور، پنهان است. اگر به متن معرفی پروژه کمی دقیق‌تر شوید، این جملات را می‌بینید: «این پروژه یازده طبقه دارد. (...) در فاصله سی متری از حرم حضرت علی..»

     

    پرده‌ی دوم: آقازادگان در کارند..

    به کمی قبل‌تر برمی‌گردم: حدود 4 سال قبل، در پروژه‌ای تحقیقی را در مشارکت با اساتید و دانشجویان معماری دانشگاه بهشتی مشارکت داشتیم. پروژه‌ای که هدفش، ارائه‌ی پیشنهادی طرح توسعه‌ی حرم بود؛ پروژه‌ای مطالعاتی که قرار بود پیشنهاد کند که چطور هم حرم حضرت علی گسترش یابد و هم میراث فرهنگی ارزشمند و بافت سنتی اطراف حرم حفظ و احیاء شود. در جریان برداشت میدانی، در یکی از کوچه پس‌کوچه‌های کنار حرم، در کوچه‌ای باریک، به اسکلت فلزی ساختمانی عظیم رسیدیم. برای دیدن‌اش باید سرت را بالا می‌گرفتی. دقیقاً در فاصله‌ای کم از حرم. آه از نهادم برخاست: اگر این ساختمان بلندمرتبه ساخته شود، نمای کل حرم حضرت علی برای همیشه تغییر می‌کند! دقیقاً اتفاقی که برای نما و منظر کعبه در مکه افتاده است. تمام زیبایی و یگانگی بصری حرم تحت تأثیر بلندی این بنا خواهد بود.. چه کسی به خودش اجازه داده چنین کاری انجام دهد؟ منتظر بودم نام یک سرمایه‌دار بی‌خبر، یک ملّاک سودجو یا یک فرد بیگانه با فضای فرهنگی نجف را بشنوم. اما در عین تعجب، از دوستان عراقی‌مان شنیدم که این بنا، مربوط به فرزندان یکی از مراجع است.


    پرده‌ی سوم: فاجعه‌ی آشکار: از مشهد تا نجف

    این اتفاق، این بی‌مبالاتی، یک استثناء نیست. متأسفانه از فرط عمومیت و تکرار، به یک قاعده تبدیل شده است. در مشهد، آن‌چه در ساخت و ساز و طرح - به اصطلاح - "توسعه" حرم اتفاق افتاد، به روایت متخصصین شهرسازی، یک فاجعه است. بافت سنتی اطراف حرم، در یک تخریب و "نوسازی" گسترده، از دست رفت و به صحن‌های وسیع در مقیاس‌ غیرانسانی بدل شد. هتل‌های بی‌هوبت و بلند و مراکز خرید، منظر بصری حرم را تخریب کردند. همین الگو در شیراز و در طرح توسعه آستان شاهچراغ در حال انجام است. در مکه و مدینه، نظیر این اتفاق افتاده است. چه کسی باید نگران منظر و مرآی این مکان‌ها و "حریم این حرم‌ها" باشد؟ چه کسی باید نگران باشد که سایه‌ی این ساختمان‌های بلند، بر سر این مکان‌های ارزشمند فرهنگی خواهد افتاد و از این پس، تمامی این گنبدها و مناره‌ها را باید زیر سایه‌ی این ساختمان‌های سینه‌سپر کرده و نامتواضع دید؟ آیا نگران‌ترین مراقب این حریم، نباید "مرجعیت دینی" باشد؟ روحانیت چه می‌کند؟ آیا آیت‌الله فیاض، آیت‌الله نجفی، آیت‌الله سیستانی و سایر مراجع، علاوه بر مباحث کلامی و فقهی و حوزوی، نباید نگاهبان "میراث غیرقابل تکرار" فرهنگی و اجتماعی این جوامع باشند؟ پس چطور هیچ‌یک فریادی برنیاورد؟ چرا در مراسم افتتاحیه چنین مکانی شرکت کرده‌اند؟



    پرده‌ی چهارم: نقشی مبرم؛ "روحانیت ِ حامی سنت

    در نگاهی کلی‌تر، روحانیت به یک تغییر موقعیت اساسی در دوران معاصر نیاز دارد. تغییر نقش از وضعیت "کنشگر صرفاً دینی" به "نهاد ِ حامی ِ سنت". روحانیت، چه از منظر مصلحت ِ صنفی و چه از منظر نیاز و مصلحت جامعه، باید به نهادی حامی سنت‌ بدل شود؛ سنتی اعم از سنت دینی. حامی سنت‌ی که در حال از دست رفتن است. حافظ تراث. نگاهبان و حامی میراث فرهنگی، مکان‌های ارزشمند بازمانده از سنت و تاریخ، نهادهای اجتمایع سنتی، هنرهای سنتی و بومی. آنان‌که نگران جریان سکولاریزاسیون و از دست رفتن نقش‌های پیشین روحانیت و واگذاری آن به نهادهای مدرنی چون نظام آموزشی جدید، نظام پزشکی و سلامت و مانند آن هستند، چاره را باید در ایفای نقشی جدید از روحانیت جستجو کنند. جایی که بزرگترین فجایع در حال رخ‌دادن است: از دست رفتن حافظه و میراث و تاریخ. و چه نهادی مؤثرتر و کارآتر از روحانیت به حمایت و حفاظت میراث؟ درباره‌ی این ایده‌ی محوری و کلی، بیشتر خواهم نوشت.

     

    پرده‌ی آخر: چشم‌ امیدوار

    نمی‌شد آیا این مرکز فی‌نفسه ارزشمند را در جایی جز "سی‌متری جوار حرم" ساخت؟ نمی‌شد طرح‌های به اصطلاح "توسعه‌"ی حرم‌ها را با حفظ میراث ارزشمند تاریخی اطراف حرم امام رضا

    ...
  6. روحانیت و گذار به دموکراسی

    برقراری نسبت سازنده میان روحانیت و دموکراسی مستلزم چند روند موازی و در هم تنیده است: فرونهادن جایگاه گروه منزلتی با تمامی متعلقات و مولفه‌های بنیادی آن از سوی روحانیت؛ بازسازی جایگاه اجتماعی روحانیت در قالب یک نهاد مدنی؛ تکوین کارگزاران اصلاح دینی در درون نهاد روحانیت با تعهد همزمان به وجه آموزه‌ای و عینی. اگر در تحلیل نسبت روحانیت و دموکراسی، تنها بر مدار فلسفی باقی نمانیم و جهد خود را صرفاً مصروف رفع تعارض نظری میان اندیشه‌ی دموکراسی و آموزه‌های اسلامی و شیعی نکنیم، درمی‌یابیم که دموکراسی نیز به مثابه یک ساختار اجتماعی، نیازمند ایفای نقش عینی کنشگران فردی و جمعی در موضع و جایگاه مناسب خود هست؛ این ایفای نقش برای نهاد روحانیت، می‌تواند در قالب بازسازی آن به عنوان نهادی در درون جامعه‌ی مدنی در حال تکوین ایران باشد.

    در ارزیابی نسبت دین و پدیده‌های جهان جدید نظیر دموکراسی و حقوق بشر، اغلب گرایش به این امر وجود دارد که نسبت نظری و آموزه‌ای این پدیده‌ها با دین سنجیده شود و برای مثال پرسش‌هایی از این دست مطرح شود که آیا اسلام یا تشیع با دموکراسی سازگار هستند یا خیر؟ تعارض میان حقوق بشر با فقه و کلام اسلامی چگونه قابل بازبینی و حل است؟ گرچه این رویکرد در وجه معرفتی و نظری واجد اهمیت است، اما ممکن است ما را از وجه مهم دیگر که نسبت تعین مادی و صورت‌بندی اجتماعی آموزه‌ها با صور اجتماعی این پدیده‌های جدید است، غافل کند. به عبارت دیگر، یک وجه مهم و تعیین‌کننده در تحلیل پیوند دین و دموکراسی، بررسی نسبت «نهاد» دین با دموکراسی به مثابه یک ساختار و تنظیمات اجتماعی است. در اینجا به جای آنکه جهد خود را مصروف وجه آموزه‌ای و نظری محض کنیم، لازم است که به سنجش امکانات نهادی حاملان رسمی دین (روحانیت به مثابه نهاد) در مواجهه با دموکراسی به مثابه یک ساختار یا نظام بپردازیم.

    بدین ترتیب، در بررسی نسبت روحانیت و دموکراسی لااقل دو منظر وجود دارد که البته نافی یکدیگر نیستند و می‌توانند مکمل هم باشند: یکی بررسی وجه نظری این نسبت در بعد الهیاتی و آموزه‌ای؛ دوم، وجه عملی این پیوند در هر دو سوی قضیه. منظر اخیر، مستلزم توجه به امکانات نهادی روحانیت (و نه صرفاً تمرکز بر اندیشه‌ها و پیش‌فرض‌های الهیاتی) از یک سو، و ملزومات ساختاری دموکراسی (و نه دموکراسی تقلیل‌یافته به وجه نظری و فلسفی آن) است. این نوشته‌ی کوتاه، منظر دوم را به عنوان منظر مختار خود برمی‌گزیند؛ چه آنکه در بررسی‌های نسبت دین و دموکراسی، این منظر اغلب غایب بوده است.

    در بررسی جایگاه اجتماعی روحانیت و چیستی آن به عنوان یک عامل و کنشگر جمعی در جامعه‌ی ایران، دیدگاه‌های مختلفی از یکدیگر قابل تفکیک هستند. ممکن است روحانیت عمدتاً به عنوان یک گروه منزلتی در نظر گرفته شود که در اینجا بر سه وجه آن تاکید ویژه وجود دارد: سبک زندگی و مراودات اجتماعی و الگوی مصرف مادی و فرهنگی مشخص؛ امتیازهای ویژه و انحصاری؛ سازوکارهای بازتولید و طرد اجتماعی. این صورت‌بندی که به لحاظ نظری ماخوذ از کار ماکس وبر است و در اندیشه‌ی کسانی چون علی شریعتی بر آن تصریح شده، در وجه تجویزی، با تفکیک کارکرد و ضرورت تخصصی عالمان دین از گروه منزلتی روحانیت، بر انحلال و رفع امتیازهای انحصاری و سازوکارهای طرد نظیر تکفیر به عنوان لوازم ایفای نقش روحانیت در جهان جدید تاکید می‌کند. روحانیت قادر به تعامل با جامعه‌ی جدید است مشروط بر آنکه از این امتیازهای انحصاری و سازوکارهای طرد اجتماعی دست شسته و متناسب با روح حاکم بر جهان جدید به بازسازی جایگاه اجتماعی خود بپردازد.

    اما در گام دوم و به عنوان وجه ایجابی این مسئله مطرح می‌شود که جایگاه اجتماعی بازسازی‌شده در چه شکل و صورتی به بهترین شکل ممکن هم با سنت و ویژگی های ممتاز روحانیت شیعه در طول تاریخ می‌تواند همساز شود و هم به روحانیت ظرفیت و امکان نقش‌آفرینی موثر در جهان جدید ببخشد؟ در این زمینه، باید به صورت‌بندی دومی از جایگاه روحانیت اشاره کنیم که عبارت از روحانیت به مثابه یک نهاد مدنی است. روحانیت شیعه به سبب برخی ویژگی‌ها نظیر استقلال مادی و سیاسی نسبی از قدرت سیاسی در ادوار تاریخی متناوب و رویه‌های طبیعی و داوطلبانه در سنت حوزوی (مانند روند طبیعی و غیررسمی مرجعیت یافتن فقها، مدل غیرمتمرکز اداره‌ی حوزه‌های علمیه و برگزیدن استاد و درس و ...) مشابهت‌هایی با یک عامل اجتماعی در جامعه‌ی مدنی دارد. با رفع برخی ناسازگاری‌های نظیر تعهد به رویه‌های مدنی (اعتقاد به ارزش‌های مدنی، التزام به قانون، عضویت داوطلبانه، اختیاری و غیرانتفاعی، رعایت اصل مجاب‌سازی، تحمل اجتماعی در برخورد با سلایق و برداشت‌ها، تقویت و تعمیم همبستگی اجتماعی) روحانیت این امکان را دارد که در قالب یک نهاد مدنی به ایفای نقش بپردازد.

    تحقق این امر مستلزم پیگیری اصلاحات نهادی و نظری در درون روحانیت است. طبیعی است این اصلاحات نمی‌تواند جنبه‌ی بخشنامه‌ای یا رسمی داشته و به صورت بالا به پایین اعمال شود. تجربه‌ی تاریخی مواجهه‌ی رضاشاه با روحانیت در ابتدای سده‌ی خورشیدی جاری نشان داد که کوشش برای تحمیل اصلاحات بر نهاد دین، با عکس‌العمل بازگشتی و مقاومت متصلبانه‌تری مواجه می‌شود و هرگونه امکان اصلاح درون‌جوش را نیز با مسئله و چالش مواجه می‌کند. در دهه‌های اخیر نیز کمابیش شاهد سیاست‌هایی از همین دست در مواجهه با روحانیت سنتی هستیم. حال آنکه مسیر کم‌هزینه و موثر برای روزآمدسازی و بازسازی نهادی روحانیت، از درون حوزه‌های علمیه و با مساعی روحانیت

    ...
  7. پشت پردۀ دو پیاده‌روی

    کنار زدن پرده از رخ یک رویداد دینی که هر ساله بر شهرت جهانی آن افزوده می‌شود این بار دستمایه تحقیق و کنکاش جامعه‌شناسان ایرانی شده است. رویدادی که هر ساله بالغ بر 20 میلیون نفر را به مسیری فرا می‌خواند تا تاریخی دور از آنچه بر بشریت گذشته را برای چندمین بار روایتگری کند. تاریخ قطعا از این رویداد دینی خواهد گفت، همان طور که ما هنوز از خون حسین (ع) می‌گوییم. اما جامعه‌شناسان چه خوانشی از این رویداد دینی دارند؟ حضور میلیون‌ها نفر مسلمان شیعه از سراسر دنیا با فرهنگ‌های مختلف در یک پیاده‌روی به مقصد حرم امام حسین (ع) و طی کردن 85 کیلو‌متر راه با پای پیاده چه انگیزه‌ای را می‌طلبد؟ 

     

    پیر بوردیو، جامعه‌شناس سرشناس فرانسوی می‌گوید: «جامعه‌شناسی به دنبال آشکار کردن نهان‌ها است» کنار زدن پرده از رخ یک رویداد دینی که هر ساله بر شهرت جهانی آن افزوده می‌شود این بار دستمایه تحقیق و کنکاش جامعه‌شناسان ایرانی شده است. رویدادی که هر ساله بالغ بر 20 میلیون نفر را به مسیری فرا می‌خواند تا تاریخی دور از آنچه بر بشریت گذشته را برای چندمین بار روایتگری کند. تاریخ قطعا از این رویداد دینی خواهد گفت، همان طور که ما هنوز از خون حسین (ع) می‌گوییم. اما جامعه‌شناسان چه خوانشی از این رویداد دینی دارند؟ حضور میلیون‌ها نفر مسلمان شیعه از سراسر دنیا با فرهنگ‌های مختلف در یک پیاده‌روی به مقصد حرم امام حسین (ع) و طی کردن 85 کیلو‌متر راه با پای پیاده چه انگیزه‌ای را می‌طلبد؟ چه چیزی انسان‌ها را وا می‌دارد تا هر آنچه که دارد را در طبق اخلاص بگذارد و از زائران حسینی روزها پذیرایی کند، بی‌آنکه چیزی طلب کند؟ آیا پیاده‌روی اربعین مناسکی دولت ساخته است؟ اینها سوالاتی است که پاسخ آنها تنها به مدد جامعه‌شناسی و ذهن جست‌وجوگرش ممکن می‌شود. حسن محدثی، جامعه‌شناس دین و محمدرضا پویافر، جامعه‌شناس و 12 نفر دیگر گروهی از جامعه‌شناسان هستند که برای اولین بار دو پیاده‌روی اربعین و مشهد مقدس را از دیدی جامعه‌شناسانه بررسی کرده‌اند و گزارشی اولیه از تحقیقات میدانی گروهی خود را ارائه کرده‌اند. 
    این اولین بار نیست که یک منسک دینی با نگاهی جامعه‌شناسانه بررسی می‌‌شود. حسن محدثی پیش از اینکه روایتگر لایه‌های پنهان پیاده‌روی اربعین حسینی باشد، بررسی جامعه‌شناسانه مناسک حج را در کارنامه خود دارد. حالا اما برای دومین بار همراه با گروهی دیگر از جامعه‌شناسان به سراغ رویدادی دینی رفته که در سال‌های اخیر توجه همگان را به خود جلب کرده است. رویدادی سیاحتی زیارتی که براساس آمارهای مسئولان هر ساله با حضور نزدیک به 20 میلیون مسلمان شیعه از سراسر دنیا و با حضور نزدیک به 3 هزار ایرانی برگزار می‌شود و حمایت‌های دولت‌های ایران و عراق را به همراه دارد، حمایت‌هایی که هر ساله بر امکانات و تسهیلات این پیاده‌روی می‌افزاید و آن را بین‌المللی‌تر می‌کند. 
    مهم‌ترین ویژگی پیاده‌روی اربعین، دیرینگی
    حسن محدثی که خود را زائر- پژوهشگر در این میدان می‌داند، در نشستی که روز یکشنبه در پژوهشکده مطالعات اجتماعی برگزار شد، از نتایج اولیه مشاهدات میدانی و مصاحبه با 30 نفر از زائران و موکب‌داران ایرانی در پیاده‌روی 4 روزه خود گفت.
    او درباره ویژگی‌های پیاده‌روی اربعین می‌گوید: یکی از ویژگی‌هایی که پیاده‌روی اربعین را با مراسم‌های مذهبی مانند دسته‌های خیابانی در ایران متمایز می‌کند، دیرینگی است. پیاده‌روی اربعین سنتی عربی بوده که قبلا وجود داشته است. سنتی که ریشه‌های اسطوره‌ای و تاریخی دارد ولی قبل از صدام حسین و در زمان صدام نیز به صورت پنهانی برگزار می‌شده است. برخی می‌گویند صدام حسین عده‌ای از زائرانی که در این مراسم شرکت کرده‌ بودند را کشته و در جایی دفن کرده است، بعد از سقوط صدام اجساد این زائران با اجازه آیت الله سیستانی بیرون آورده شده و دوباره دفن شده‌اند. بنابراین نکته اصلی اینجا است که اصل این پیاده‌روی را هیچ حکومتی به وجود نیاورده است. فرهنگ عاشورایی عراقی‌ها که در پذیرایی از زائران نمایان می‌شود ویژگی دیگر این رویداد دینی است. این استاد دانشگاه با اشاره به این موضوع می‌گوید: آنچه که برای من جالب بود فرهنگ عاشورایی عراقی بود. خدماتی که عراقی‌ها به زائران به اشکال مختلف ارائه می‌دهند بخش مهمی از فرهنگ عاشورایی عراقی را شکل می‌دهد. آنها اعتقاد داشتند که خدمت به زائر از خود زیارت مهم‌تر است. اعتقادی که سبب می‌شود تمام همت یک خانواده عشیره‌ای در خدمت به زائران صرف شود. بنابراین یکی از عناصر فرهنگ عاشورایی خدمت به زائران است. اما اینکه ریشه این عنصر فرهنگی به کجا باز می‌گردد نیاز به بررسی دقیق تری دارد. با این حال شاید این باور که امام حسین (ع) به زندگی برکت می‌دهد آنها را قانع می‌کند تا تمام درآمدهایشان را برای خدمت به مردم هزینه کنند. اما پرسشی که دائما به ذهن خطور می کرد این بود که چگونه این دو ملت که حالا این گونه مهربانانه و دوستانه کنار هم هستند، با هم جنگیده اند و چرا؟ این پرسش هرگز گریبان ذهن مرا رها نمی کرد؛ همچون این پرسش دیگر که آیا اگر این جماعت در زمان حسین بودند به یاری او می شتافتند یا او را تنها و بی یاور رها می کردند؟
    شکاف میان عزاداران حسینی در ایران و پشت مرزهای عراق
    میان عزای حسینی در ایران و آنچه در پشت مرزهای عراق رخ می‌دهد شکافی عمیق وجود دارد. محدثی به این موضوع اشاره می‌کند و می‌گوید: فرق جدی بین عزاداری عراقی‌ها و ایرانیان است. در مسیر حرکت عزاراداری‌هایی دیدم که بسیار شگفت بود. به شدت احساسات عراقی‌ها درگیر نوحه‌ها و روایات می‌شد و هر کسی که تحت تاثیر بخشی از این نوحه قرار می‌گرفت فریاد تکرار را سر می‌داد و به مداح گفته می‌شد که دوباره قسمت مورد نظر از نوحه و روایت تکرار شود. گویا

    ...
  8. پایانِ مستوری


    ظاهراً دیروز دومین "جشنواره‌"ی داستان و «خاطره‌نویسی» طلاب با عنوان اشراق در قم برگزار شده‌است. مسوولین برگزاری جشنواره از دریافت ۱۶۰۰ خاطره و روایت و داستان از طلاب خبر داده‌اند. این میزان خاطره و روایت از خویشتنِ حوزوی و رشد ۴۰۰ درصدی ادعایی مسوولان جشنواره در مورد دریافت آثار نسبت به دوره‌ی قبل، آن هم در یک جشنواره‌ی رسمیِ محدود و مدت زمان کوتاه از منظر جامعه‌شناختی اهمیت دارد.مصادیق دیگر این گزاره نیز فراوان‌اند: امروز روحانیت از ساخت فیلم‌های سینمایی که پشت پرده زندگی حوزیان را نشان بدهد، استقبال می‌کنند: بر خلاف دهه‌های گذشته، فیلم‌های فراوانی با این موضوع ساخته می‌شود و حساسیتی هم برنمی‌انگیزد. طلاب و حوزویان حضور پررنگی در فضای مجازی دارند.

     (در فردای حوزه‌ای که خود را روایت می‌کند)

    ظاهراً دیروز دومین "جشنواره‌"ی داستان و «خاطره‌نویسی» طلاب با عنوان اشراق در قم برگزار شده‌است. مسوولین برگزاری جشنواره از دریافت ۱۶۰۰ خاطره و روایت و داستان از طلاب خبر داده‌اند. این میزان خاطره و روایت از خویشتنِ حوزوی و رشد ۴۰۰ درصدی ادعایی مسوولان جشنواره در مورد دریافت آثار نسبت به دوره‌ی قبل، آن هم در یک جشنواره‌ی رسمیِ محدود و مدت زمان کوتاه از منظر جامعه‌شناختی اهمیت دارد.

    مصادیق دیگر این گزاره نیز فراوان‌اند: امروز روحانیت از ساخت فیلم‌های سینمایی که پشت پرده زندگی حوزیان را نشان بدهد، استقبال می‌کنند: بر خلاف دهه‌های گذشته، فیلم‌های فراوانی با این موضوع ساخته می‌شود و حساسیتی هم برنمی‌انگیزد. طلاب و حوزویان حضور پررنگی در فضای مجازی دارند. در شبکه‌های اجتماعی مختلف هم به وفور می‌توان طلابی را یافت که روایت‌هایی دست اول را از زندگی روزمره، دغدغه‌ها، خاطرات و تجربیات‌شان در جامعه با عموم در میان می‌گذارند. حوزه هر چه بیشتر، خویشتنِ خویش را روایت می‌کند. کتابهای متعددی در مورد جنبه‌های مختلف زیست حوزوی، از فرهنگ سخن گفتن خاص طلاب(نظیر کتاب مهدی مسائلی) تا سایر جنبه‌های زیست روزمره‌ی طلبگی برای عموم منتشر می‌شود.
    همیشه اینطور نبوده است. شاید چهار دهه‌ی قبل، حوزه از روایتِ خویشتنِ خویش در مجامع و انظار عمومی خودداری می‌کرد. حوزویان از حضور در مجامع تریبون‌ها و رسانه‌های عمومی استقبال می‌کردند اما روایت‌های حوزویان در منابر و متون و تریبون‌ها، محدود به استفاده‌ی تبلیغی و رو به بیرون بود. روایت‌های حوزویان، نوری بر درونِ زیست و ذهن و تجربیات شخصی‌شان نمی‌انداخت. نسبت حوزه و رسانه امروز به صورت معناداری تغییر کرده است. امروز حتی دیگر طرح مشکلات و نقد مسائل درونی حوزه نیز در انظار عمومی و سطح رسانه‌های جمعی چندان اعتراضی را از درون حوزه برنمی‌انگیزد.
    از منظر اجتماعی، این عمومیت یافتن و حساسیت‌زدایی از روایتِ خود حوزویان از خویشتن‌ِ حوزوی‌شان، هم معانی عمیقی دارد و هم پیامدهای جدی. به عنوان نمونه، میان روایتِ رو به گسترش از پشتِ پرده‌ی زیست حوزوی و کاهش اقتدارِ مبتنی بر "فاصله" و "ناشناختگی" روحانیت نسبتی مستقیم وجود دارد. گرچه روحانیت شیعه همواره خود را آمیخته با زیست اجتماعی مردم تصویر کرده اما واقعیت این است که بخشی از اقتدار سنتی روحانیت، برآمده از حدی پرده‌نشینی تاریخی بوده است. نوعی تمایزگذاری میان زیست معمول مردم و حوزویان. این پرده اما در حال برافتادن است. 
    تبعات اجتماعی دیگر این خروج از پرده‌نشینی برای حوزویان و نهاد روحانیت شیعه چیست؟ آیا این "هاله‌زدایی" ناخواسته از زیست روحانیت، مقدمه‌ی عرفی‌سازی هر چه بیشتر این نهاد است؟ آیا به صورت پارادوکسیکالی، پیروزی انقلاب و به مرکز میدان آمدن - حداقل بخش غالب - روحانیت و به دست گرفتن قدرت سیاسی و اقتصادی و در اختیار گرفتن مناصب تا دیروز غیرحوزوی و غیردینی در سیستم حکومتی و دولتی، باعث نورافکندن هر چه بیشتر به زیست اجتماعی آنان و کاهش فاصله‌ی زیست معمول افراد غیرحوزوی و حوزوی نشده و اقتدار اجتماعی این نهاد را کاهش نمی‌دهد؟ برافتادن یک به یک پرده‌های تمایز و ابهام ذهنی جامعه از زیست حوزویان، چه تغییری در مفاهیمی چون "صنف" روحانیت ایجاد خواهد کرد؟ آیا تعریف روحانیت و حوزویان از خویشتنِ خویش در فضایی که جامعه شناختی بیشتر و غیرکلیشه‌ای تر از آنان به دست می‌آورد، دچار تحول نخواهد شد؟

    وقوع انقلاب و به تمامی میدان‌ها وارد شدنِ روحانیت، توسعه‌ی روزافزون رسانه‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی، تغییر نسلیِ روحانیت سنتی، افزایش کمّی چشمگیر تعداد طلاب و تمامی عواملی که باعث ایجاد این تحول شده‌اند، به ما می‌گویند که فردای روحانیت شیعه در ایران، هر چه باشد، چون امروزش نخواهد بود. یک تغییر جدی برای روحانیت در راه است.

  9. ایمان در حاشیه؟

    وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه به هیچ وجه مساعد نیست. این مساعد نبودن، امروز به گونه‌ای است که تمامی ارکان نظام نیز به آن معترفند. حکومت، اسلامی است. ارتباط بخش عمده‌ی نهاد روحانیت و مرجعیت با حکومت جدی و ارگانیک است. به همین دلیل روحانیت و مرجعیت نیز در وضعیت فعلی دارای مسوولیت است و نمی‌تواند دامان خود را از وضعیت نامساعد حاضر بیرون بکشد. این مسأله به خصوص در مورد بخش‌های نزدیک‌تر به حاکمیت حوزه صدق می‌کند. 

    (در نقد رویکرد مرجعیت دینی به مسأله «فقر و نابرابری»)

    آیت الله مکارم شیرازی در دیدار اخیرشان با "اعضای ستاد بزرگداشت غدیر" گفته‌اند: «وهابیت در حاشیه مشهد نفوذ کرده بود، ما برنامه ریزی کردیم حضور پررنگی داشته باشیم چرا که در این صورت، آنها عقب نشینی می کنند؛ ما ساخت مدرسه علمیه، مسجد، کتابخانه بزرگ و خانه های اساتید را در حاشیه مشهد شروع کردیم و تا مدتی دیگر تکمیل می شود. توصیه کردیم در ایام مختلف نظیر غدیر برنامه های مختلف و اطعام انجام شود تا وهابیت بداند حاشیه مشهد جای سم پاشی نیست و عقب نشینی کنند و بعد از اقدامات صورت گرفته، مهاجرت معکوس انجام شده است.»

    یکم.
    وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه به هیچ وجه مساعد نیست. این مساعد نبودن، امروز به گونه‌ای است که تمامی ارکان نظام نیز به آن معترفند. حکومت، اسلامی است. ارتباط بخش عمده‌ی نهاد روحانیت و مرجعیت با حکومت جدی و ارگانیک است. به همین دلیل روحانیت و مرجعیت نیز در وضعیت فعلی دارای مسوولیت است و نمی‌تواند دامان خود را از وضعیت نامساعد حاضر بیرون بکشد. این مسأله به خصوص در مورد بخش‌های نزدیک‌تر به حاکمیت حوزه صدق می‌کند.

    دوم.
    روحانیت به عنوان یک نهاد اجتماعی، دچار بحران پایگاه اجتماعی است. این را نتایج پژوهش‌های مستقل دانشگاهی در سال‌های اخیر نشان داده‌اند. مصادیق آن حتی از زبان و قلم خود حوزویان نیز به کرات بیان شده است. متخصصان جامعه‌شناسی بارها به این افت پایگاه اجتماعی روحانیت هشدار داده‌اند.

    سوم.
    با توجه به دو مقدمه‌ی بالا، سخنان آیت‌الله مکارم شیرازی در این جلسه، از منظر اجتماعی حاوی نکات مهمی است: نخستین نکته اینکه آیا دغدغه‌ی اجتماعی اصلی روحانیت، «نفوذ وهابیت» است یا «فقر و بی‌عدالتی» موجود در حاشیه‌های نشین‌های میلیونی مشهد؟ ظاهراً مسأله‌ی اصلی، همان نفوذ تفکرات کلامی رقیب است و تا زمانی که چنین تهدید اصلی احساس نشود، روحانیت و مرجعیت در عرصه‌ی اجتماعی و مبارزه با فقر و بی‌عدالتی چشمگیر، ورود جدی پیدا نمی‌کند. در واقع خود مسأله‌ی فقر و بی‌عدالتی برای روحانیت موضوعیت ندارد؛ آنچه آن را برای روحانیت تبدیل به مسأله می‌کند، تأثیر آن بر تنازعات کلامی و نبرد ایده‌هاست. متأسفانه این رویکرد، در بخش قریب به اتفاق روحانیت و مرجعیت ما در چهار دهه‌ی اخیر دیده می‌شود. آیا این فقر و فلاکت و حاشیه‌نشینی و بی‌عدالتی نیست که خود زمینه را برای رشد انواع رادیکالیسم نظیر جریانات داعشی و سلفی‌گرایی جهادی فراهم می‌کند؟

    چهارم.
    مطابق مشاهدات مستقیم نگارنده و نیز گزارشات موثق میدانی متخصصین، برخی از مناطق فقیرنشین و تحت بی‌عدالتی کشور که از کمبود شدید تسهیلات زندگی نظیر درمانگاه، مدرسه، جاده و مانند آن رنج می‌برند، با همین رویکرد دارای مدارس علمیه بزرگ و مساجد تازه‌ساز هستند. نمونه‌ی این موارد را در مناطق محرومی چون قلعه گنج کرمان، بشاگرد و ... به عینه دیده یا شنیده‌ام. آیا به راستی مرجعیت دینی می‌اندیشد که برپایی مسجد و حسینیه و حوزه علمیه و کتابخانه‌های بزرگ در مناطق فقیرنشین و تحت ستم به افزایش دینداری و تعلق خاطر دینی مردم به تشیع و حاکمیت شیعی خواهد انجامید؟ آیا ساختن مساجد و حسینیه‌ها و مدارس علمیه و کتابخانه و پرداختن به فقر تنها در حد "اطعام"، فقرا را دیندارتر خواهد کرد؟ آیا چنین دینداری ِ آمخیته به فقر و فاقتی، از منظر خود روحانیت مطلوب است؟ از منظر اجتماعی عرض می‌کنم که این تصور سخت اشتباه و چه بسا رابطه معکوس است.

    پنجم.
    مشروطه، به عنوان یکی از نقاط اوج سرمایه‌ی اجتماعی مرجعیت دینی در ایران، با حساسیت مراجع روشن‌اندیشی چون بهبهانی و طباطبایی و نائینی و آخوند خراسانی به «مسائل اجتماعی» شکل گرفت. مسأله‌ی اینان در درجه‌ی اول، نفس ظلم و ستم و بی‌عدالتی جاری در جامعه بود. نتیجه‌ی چنین رویکرد اجتماعی، تحولی عمیق برای جامعه و ارتقائی اجتماعی برای مرجعیت دینی بود که همچنان اثرات آن در جامعه ایران قابل لمس است. مسأله‌شناسی دقیق و هوشمندانه‌ای که ایفای نقش «مرجعیت اجتماعی» ِ مرجعیت دینی را به خوبی نشان داد. امروز اما متأسفانه ظاهراً چنین رویکردی در غالب بخش‌های مرجعیت دینی وجود ندارد.

    هزینه‌ی این رویکرد غیر اجتماعی در مسأله‌شناسی و اولویت‌شناسی را نه تنها نهاد رسمی دین و مرجعیت، که این جامعه‌ی بی‌پناه پرداخت خواهد کرد.

  10. برگزاری همایش «سیاستگذاری اجتماعی در جهان اسلام»

    دانشگاه علامه طباطبایی با همکاری نهادهای علمی و پژوهشی داخلی و خارجی، نخستین همایش "سیاستگذاری اجتماعی در جهان اسلام" را اردیبهشت ماه سال 1397 برگزار میکند. در توضیح چرایی برگزاری و اهداف این همایش آمده است: مسلمانان حدود 2 میلیارد نفر از جمعیت جهان را شامل می‌شوند و در حدود 40 کشور دنیا در قاره‌های مختلف اکثریت جمعیت را تشکیل می دهند. علاوه بر این، مسلمانان زیادی در کشورهای غیراسلامی زندگی می‌کنند و جمعیت زیادی از ادیان و مذاهب دیگر نیز در کشورهای اسلامی سکونت دارند. سیاست‌گذاری اجتماعی به‌عنوان ابزاری مهم در سامان‌دادن به جوامع امروزی شناخته می‌شود و در آموزه‌های دین اسلام نیز مفاهیم و راهکارهایی برای بهبود وضعیت رفاهی مردم پیش‌بینی شده است....

     دانشگاه علامه طباطبایی با همکاری نهادهای علمی و پژوهشی داخلی و خارجی، نخستین همایش "سیاستگذاری اجتماعی در جهان اسلام" را اردیبهشت ماه سال 1397 برگزار میکند.

    در توضیح چرایی برگزاری و اهداف این همایش آمده است: « مسلمانان حدود 2 میلیارد نفر از جمعیت جهان را شامل می‌شوند و در حدود 40 کشور دنیا در قاره‌های مختلف اکثریت جمعیت را تشکیل می دهند. علاوه بر این، مسلمانان زیادی در کشورهای غیراسلامی زندگی می‌کنند و جمعیت زیادی از ادیان و مذاهب دیگر نیز در کشورهای اسلامی سکونت دارند. سیاست‌گذاری اجتماعی به‌عنوان ابزاری مهم در سامان‌دادن به جوامع امروزی شناخته می‌شود و در آموزه‌های دین اسلام نیز مفاهیم و راهکارهایی برای بهبود وضعیت رفاهی مردم پیش‌بینی شده است. بااین‌وجود نمی‌توان تصویر یکسانی از سیاست‌گذاری اجتماعی در جوامع مسلمان ترسیم کرد زیرا این کشورها به‌لحاظ تاریخی، سیاسی، فرهنگی، و اقتصادی شرایط بسیار متفاوتی را تجربه کرده‌اند. به‌رغم این تفاوت‌ها، جوامع مسلمان با مسائل کم و بیش مشابهی در حوزه‌های آموزش، بهداشت، اشتغال، فقر و نابرابری، مسکن، سالمندی، وضعیت زنان و خانواده مواجه‌اند. تحولات سیاسی سالهای اخیر در برخی کشورهای اسلامی نشان داد که بی‌تفاوتی نسبت به چنین مسائلی می‌تواند پیامدهای اجتماعی و سیاسی گسترده و مخربی در پی داشته باشد. حال پرسش این است که کشورهای اسلامی با وجود تنوعها و تفاوتهای خود چگونه به این مسائل مشترک پاسخ سیاستی داده اند؟  هدف از برگزاری کنفرانس «سیاست‌گذاری اجتماعی در جهان اسلام» بررسی مسائل سیاست اجتماعی در کشورهای اسلامی با رویکردی تطبیقی و میان رشته ای است و لذا از مقالاتی که با رویکرد سیاستی به محورهای متنوع همایش می پردازد استقبال می نماید.»

    علاقمندان جهت اطلاع از شرایط شرکت در این همایش به سایت رسمی آن به نشانی http://spiw.atu.ac.ir/ مراجعه نمایند. 

  11. نهادِ دین، قدرت و شکست قواعد حرفه ای

    وزارت بهداشت، مخالفت خود را با پوشش اعلام شده کادر پزشکی در یکی از دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور (زاهدان) اعلام کرد. این خبری بود که امروز در رسانه‌ها به نقل از وزارت بهداشت اعلام شد. ماجرا چه بود؟ رییس دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در یک مراسم از لباس فرم جدیدی مربوط به پرستاران رونمایی و شروع استفاده از آن را اعلام کرده بود. این پوشش جدید، ظاهراً در چهارچوب طرح "چادر؛ حجاب برتر" اجرایی شده بود. وی در صحبتهایش اعلام کرده بود که این اقدام، در چهارچوب اقدامات فرهنگی نهادهایی چون "معاونت فرهنگی دانشجویی" و "نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه" انجام شده است. در تصاویر مراسم رونمایی از این پوشش جدید را برخی حوزویان که احتمالاً مقاماتی مسوول نیز بوده اند، انجام میدهند. 

    وزارت بهداشت، مخالفت خود را با پوشش اعلام شده کادر پزشکی در یکی از دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور (زاهدان) اعلام کرد. این خبری بود که امروز در رسانه‌ها به نقل از وزارت بهداشت اعلام شد. ماجرا چه بود؟ رییس دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در یک مراسم از لباس فرم جدیدی مربوط به پرستاران رونمایی و شروع استفاده از آن را اعلام کرده بود. این پوشش جدید، ظاهراً در چهارچوب طرح "چادر؛ حجاب برتر" اجرایی شده بود. وی در صحبتهایش اعلام کرده بود که این اقدام، در چهارچوب اقدامات فرهنگی نهادهایی چون "معاونت فرهنگی دانشجویی" و "نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه" انجام شده است. در تصاویر منتشرشده از مراسم رونمایی از این پوشش جدید، برخی حوزویان که احتمالاً مقاماتی مسوول نیز بوده اند، رونمایی را انجا میدهند.

    در واکنش انتقادی وزارت بهداشت، "عدم همخوانی با مبانی کارشناسی و علمی" دلیل مخالفت با این پوشش جدید اعلام شده است.

    این اتفاق، میتواند مثالی قابل توجه از مسأله‌ای کلی تر باشد: بر هم زدن قواعد حوزه‌های حرفه‌ای مختلف با تحمیل قواعد مورد قبول نهادِ دینِ در قدرت. به تعبیر دیگر، این اتفاق، نشان میدهد که چطور نهادِ دینِ رسمیِ در قدرت، تلاش میکند قواعدی را که صحیح تر میپندارد، به سایر حوزه‌ها تعمیم دهد. در مورد این موضوع، نهادِ دین رسمی در قدرت تلاش میکند الگویی خاص از پوشش (چادر به عنوان حجاب برتر) را مطابق ارزشگذاری خود، به قواعد حوزه‌ای دیگر (در اینجا پزشکی) تحمیل کند و نوع پوشش آن حوزه را تغییر دهد.

    در این مورد خاص، نهاد پزشکی به دلایل تاریخی و اجتماعی فراوان، این توان را دارد که در برابر این تحمیل بایستد. حوزه پزشکی، با تکیه بر ارزشهایی چون "سلامت" که هم در خود جامعه و هم در میان خود حوزویان پذیرش جدی دارد، این تحمیل را پس میزند و احتمالاً در این زمینه نیز موفق خواهد بود. حوزه پزشکی یک استثناست.

    سؤال مهمتر اینجاست: سایر حوزه هایی که دارای چنین پشتوانه اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی نیستند، میوانند در برابر مصادیق دیگر این تحمیل منطق نهادِ دین رسمی در قدرت تاب بیاورند و از قواعد حرفه‌ای خود دفاع کنند؟ دانشگاه، علوم انسانی، اقتصاد و میدان‌های حرفه‌ای دیگر توان دفاع از منطق حرفه‌ای و قواعد میدان خود را دارند؟ بررسی تجربه ی مناسبات این حوزه‌ها و نهادِ دین رسمی در قدرت در دوره پساانقلابی، پاسخی منفی دارد. قواعد حرفه‌ای این میدان ها، غالباً در هم شکسته است. نهادِ رسمیِ دین در قدرت، حداقلی از استقلال را برای سایر حوزه‌ها به رسمیت نمی شناسد.

    اگر قواعد حرفه‌ای میدان پزشکی شکسته شود، هزینه ی آن را افراد جامعه و بیماران خواهند داد. این هزینه دیده میشود. اما هزینه شکست قواعد حرفه‌ای میدانهای اجتماعی دیگر را چه کسی جز جامعه پرداخت میکند؟ هزینه های گزافی که دیده نمیشوند.

  12. ورود جامعه‌شناسی دین در ایران به مرحله‌ای جدید

    «شاید بشود به نسل سوم جامعه‌شناسی تشیع فکر بکنیم  و آن این است که  وارد دیالوگ انتقادی با تجویزکنندگان دین بشویم». این گزاره‌ای است که توسط دکتر احمد شکرچی ـ عضو هیئت علمی دانشگاه بهشتی ـ در بخش پایانی نشست علمی رونمایی از «کتاب‌شناسی جامعه‌شناسی تشیع» مطرح شده است. به سنت همیشگی جلسات عمومی گروه مطالعاتی، بخش پایانی جلسات به گفتگو و بحث گروهی حضار و سخنرانان در جلسه اختصاص داشت. نظر به اهمیت مباحث مطرح شده، متن پرسش و پاسخ جلسه رونمایی کتاب جامعه‌شناسی تشیع در انجمن جامعه‌شناسی ایران در تاریخ 31 اردی‌بهشت 96 پیاده شده و منتشر می‌گردد:

     متن پیاده‌شده بخش «بحث گروهی» جلسه رونمایی «کتابشناسی انتقادی جامعه‌شناسی تشیع»

    تنظیم گزارش: محدثه قزوینی (دانش‌آموخته کارشناسی ارشد علوم اجتماعی دانشگاه تهران)

    توضیح: به سنت همیشگی جلسات عمومی گروه مطالعاتی، بخش پایانی جلسات به گفتگو و بحث گروهی حضار و سخنرانان در جلسه اختصاص داشت. نظر به اهمیت مباحث مطرح شده، متن پرسش و پاسخ جلسه رونمایی کتاب جامعه‌شناسی تشیع در انجمن جامعه‌شناسی ایران در تاریخ 31 اردی‌بهشت 96 پیاده شده و منتشر می‌گردد:

     

    یکی از حضار [در مورد نامگذاری فراحوزه «عدالت و امامت» در کتابشناسی]: نظری وجود دارد  که یک پدیده اجتماعی‌ای که نامگذاری‌ای روی آن  اتفاق افتاده مثلا ما می‌گوییم این دولت اصلاحات است، این دولت مهرورز است، این دولت اعتدالی است. نامگذاری‌ای اتفاق افتاده که همان کسانی که در هیئت حاکم هستند هم  در اطلاق این نام موثر بوده‌اند. اینکه من این‍ها را به کار می‌برم آیا به مثابه پذیرش محتوایش هم هست؟ یا  من می‌توانم این نامگذاری را به مثابه  امر آبژکتیو که وجود دارد بپذریم و در عین حال فاصله علمی‌ام را از این نامگذاری بگیرم. به این اعتبار نمی‌شود گفت  به شکل آبژکتیو تشیع دوازده امامی را به عنوان دینی که  خصلت ویژه‌اش در قیاس با دیگر گرایشات نسبت به اسلام به  امامت و عدالت اهمیت می‌دهد حالا اینکه واقعا بگوید به دلیل محتوایی سمپاتی نسبت به عدالت  وجود دارد یا نه و ممکن است اصلا ضد عدالت باشد، این بحثی است که من می‌توانم حین کار  پژوهشی که انجام میدهم متبلورش کنم. ولی این نامگذاری به صورت آبژکتیو وجود دارد. نظر شما چیست؟

    دکتر سراج زاده: این کار را می‌شود انجام داد. مشکلی ندارد اما  نیاز نیست فراموضوع بگذاریم. شما می‌توانید بگویید که در موضوعات مختلفی که من با آن‌ها سر و کار داشتم موضوع عدل و امامت محوری است و آثار فراوانی بر آن  نوشته شده و به عنوان موضوع مستقل می‌گیرم و بقیه هم موضوعات دیگر را انتخاب می‌کنند. این اسم فراحوزه دادن به آن یک مقداری غلط انداز است.

    دکتر نجاتی حسینی: تمایز بین مطالعات اجتماعی تشیع و  جامعه شناسی تشیع نادیده گرفته بشود طبیعتا نگاه عامی که  به عدل و امامت هست چون قرار بوده روی جامعه شناسی تشیع کار کنید کنار گذاشته می‌شود. چه بسا بسیاری از بحث‌هایی که راجع به عدل و امامت در حوزه انجام شده که در حوزه کلام هست، وارد بحث می‌شود. این نکته‌ای است که خانم دکتر شریعتی هم گفتند. ما وقتی از واژه جامعه‌شناسی  استفاده می‌کنیم دست و پایمان را می‌بندیم. در حالی که می‌دانیم تشیع مانند هر پدیده اجتماعی دیگری پدیده اجتماعی تام است. ما این‌ها را تکه  تکه کردیم  و چون این کار را کردیم یک بخشی از واقعیت را از دست دادیم. در مورد عدل و امامت شما فقط دو متن را پرداختید و خودتان را محروم کردید.

    دکترسراج زاده: البته تعدادش هم مشکل است. چرا ذیل این موضوع عدالت و امامت، عنوان فقط دو عنوان کتاب آمده است یک مقدار  سوال برانگیز است.

    دکتر سارا شریعتی: من در  مورد عدالت یک نکته بگویم. همینطور که گفتید شاید اگر معیارها را عوض کنیم  دو عنوان کتاب مثلا می‌شد سه عنوان اما اگر معیارها هم عوض کنیم  بیشتر از چهار، پنج عنوان نخواهد بود. یعنی سه چهار تا عنوان تاریخ اجتماعی وارد مورد امامت و عدالت می‌شود ولی بیشتر از این نخواهد بود. این را باید توجه داشت که رویکرد حوزوی و کلامی به عدالت اصولا رویکرد عدالت اقتصادی نیست. عدل الهی است که بحث کاملا کلامی است. رویکرد اقتصادی شاید همان دو اثر هم که امامت  و جهت گیری  طبقاتی را گذاشتیم، آن هم به زحمت گذاشتیم چون واقعیت این است که اصلا چنین رویکردی نیست. کم است. خیلی محدود است که یک صورتبندی اقتصادی-زمینی از مفهوم عدالت داشته باشیم نه یک صورت بندی کلامی.

    دکترسراج زاده: اینجا در واقع شما خودتان را درگیر یک بحث محتوایی کردید. تعلق خاطر به یک علایق  خاص از موضوع عدالت، این در کار ممکن است که به عنوان یک نوع سوگیری تعبیر بشود. شما در کتاب شناسی باید در موضوع عدالت و موضوع امامت همه آثاری که راجع به این بوده را در نظر بگیرید، ممکن است برخی محتواهایش را بنده بپسندم یا نپسندم. ولی یک نوع  جهت‌گیری  نه جامعه‌شناختی بلکه جهت‌گیری مضمونی، الهیاتی و کلامی اتفاق افتاده است.

    دکتر شریعتی: فقط به خاطر محتوا نبود. تنها کتابی که رویکرد اجتماعی داشت به بحث فقط این بود. کتاب‌های دیگر رویکرد الهیاتی بود. جهت‌گیری طبقاتی شریعتی تنها کتابی بود  که کمی به مسئله رویکرد اجتماعی داشت.

    دکتر سراج زاده: در

    ...

تماس با ما

این آدرس پست الکترونیک توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

www.socio-shia.com