بررسی زمینه‌های اجتماعی فراز و فرود مکتب اخباری در ایران عصر صفوی

 

  • محقق : روح الله اسلامی
  • مقطع: پایان‌نامه کارشناسی ارشد
  • رشته: جامعه‌شناسی
  • دانشگاه: دانشگاه علامه طباطبایی
  • دانشکده: دانشکده علوم اجتماعی
  • استاد راهنما:  ابراهیم توفیق
  • استاد مشاور: سید محمد میرسندسی
  • تاریخ دفاع از پایان نامه: شهریور ۱۳۸۹

 

 چکیده: پژوهش حاضر برای توضیح وضعیت نظام دانش ایران امروز، اجزای این نظام را معرفی نموده و بحث درباره پایه‌گذاری دانشگاه در گسست از سنت علم قدیم را برجسته می‌کند. در بررسی دلایل و پیامدهای این گسست، فرض تصلب سنت قدمایی را پیش کشیده و می‌کوشد با تمرکز بر موضوع مکتب اخباری در فاصله قرن‌های ۱۱ تا ۱۳ هجری به این فرض رسیدگی کند. در این پژوهش با اتکا به مفروض اصلی جامعه‌شناسی شناخت، برای روشن ساختن جایگاه مکتب اخباری در حیات اجتماعی دوران تاریخی مورد بررسی رویکرد جامعه‌شناسی تاریخی انتخاب شده و برای توضیح وجوه گوناگون پدیده مکتب اخباری به صورت درون‌ماندگار، دیدگاه روش‌شناختی وبر و ابزار مفهومی فرد تاریخی مطرح گردید. در جهت فهم معنا و توضیح علت پدیده مکتب اخباری و برای برساختن فرد تاریخی آن، ساختار اجتماعی دوره تاریخی تحقق مکتب اخباری در چارچوب نقد اقتصاد سیاسی توضیح داده شد. در این چارچوب و از منظر حاملان مکتب اخباری، ساختار اجتماعی ایران عصر صفوی با در نظر داشتن سه مفهوم گروه منزلتی، دولت و شیوه تولید ترسیم شده و بر این اساس، زمینه‌های اجتماعی مکتب اخباری بررسی گردید. برای شناخت هسته اصلی مکتب اخباری، به ساختار علوم ایران دوران اسلامی پرداخته و تحولات نظام اندیشه سنت تا زمان تحقق مکتب اخباری پی گرفته شد. در نظام اندیشه سنت، فقه مهم‌ترین علم شرعی به شمار می‌رود و مضمون مکتب اخباری مباحثه‌ای در روش‌شناسی فقه است که به دوره چهارم از ادوار فقه شیعه مربوط می‌شود. با بررسی دو اثر محمد امین استرآبادی ـ الفوائد المدنیه و دانشنامه شاهی ـ این جمع‌بندی طرح شد که خصوصیت ویژه پدیده مکتب اخباری از منظر علم در پژوهش حاضر تفسیری از جایگاه عالم دین و تلاش برای تعیین نسبت عالمان شیعه با شیعیان و حاکمان مدافع تشیع است. در این تفسیر عالم دین با اتکا به علوم عقلی و علوم لغوی، در حوزه علوم شرعی به روایت حکم ـ و نه استنباط حکم ـ می‌پردازد و بنابراین متکی بر عقل از استقلال مبنای شرع دفاع می‌نماید. سرانجام این نتیجه حاصل شد که کوشش استرآبادی برای تفکیک مبنای عقل و شرع را می‌توان ردی بر فرض تصلب سنت ارزیابی کرده و به جای آن از فرض ابهام در بنیادهای سنت سخن گفت. بنابراین دلایل پایه‌گذاری دانشگاه در گسست از سنت علوم قدیم، می‌تواند همان دلایل انتخاب زبان فارسی به عنوان زبان علوم جدید بوده و پیامد آن برهم خوردن تقسیم کار اجتماعی دو زبان عربی و فارسی و از دست رفتن امکان بازخوانی سنت باشد؛ نکته‌ای که وجهی از وجوه وضعیت نظام دانش ایران امروز را توضیح می‌دهد.